به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی موسوی، مدرس حوزه و دانشگاه در مورد ابعاد علمی شخصیت امام خمینی(ره) گفت: امام خمینی(ره) یکی از اندیشمندان بزرگ جهان اسلام است که علاوه بر کسب درجات عالی علوم اسلامی، یکی از رهبران بزرگ جهان محسوب می شود که با انقلاب اسلامی ایران تحولی عمیق در معادلات فرهنگی و سیاسی جهان به وجود آورد و توانست الهام بخش بسیاری از متفکران جهان و معلم ملتهای آزادی خواه باشد.
ایشان از معدود مصلحان بزرگ اجتماعی است که علاوه بر توجه به تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه، به زیربناهای فکری و علمی جامعه و سیاست نیز عنایت داشت. بدین جهت نهضت امام خمینی(ره) صرفا حرکتی سیاسی نبود، بلکه پشتوانه های عمیق فلسفی و علمی داشت
وی افزود: ایشان از معدود مصلحان بزرگ اجتماعی است که علاوه بر توجه به تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه، به زیربناهای فکری و علمی جامعه و سیاست نیز عنایت داشت. بدین جهت نهضت امام خمینی(ره) صرفا حرکتی سیاسی نبود، بلکه پشتوانه های عمیق فلسفی و علمی داشت و سالها پیش از خیزش انقلاب، بنیانهای فلسفی و علمی آن به دست امام خمینی(ره) و برخی از دوستان و شاگردان ایشان پی ریزی شد. یکی از این مبانی و بنیانها توجه به حقیقت علم و بررسی فلسفی دستاوردهای علمی و تمدنی بشر بود.
این محقق و نویسنده کشورمان اظهارداشت: امام(ره) از منظر حکمت اسلامی به آسیب شناسی تمدن غرب و به تبع آن علم مدرن پرداخت و ضمن نقد علم مدرن بر نیاز بشر امروز به علم جامع و نافع تأکید کرد که به همه شئون انسان و سطح زندگی توجه دارد، از این رو می بینیم که ایشان در آثار مکتوب ـ همچون چهل حدیث(1318)، شرح جنود عقل و جهل(1323) و کشف الاسرار(1323) ـ و بیانات شفاهی خود به تبیین حقیقت علم و لوازم تولید دانش می پردازد و بر جهاد علمی و فکری برای اسلامی سازی علوم و استقلال و خودکفایی کشور سفارش می کند.
وی با بیان اینکه در دوره زعامت و رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیز با آنکه وضعیت کشور بحرانی و آبستن حوادث بسیار مهمی چون منازعات داخلی، دفاع مقدس هشت ساله و بحران های ریز و درشت داخلی و خارجی بود، موجب غفلت حضرت امام(ره) از مقوله علم و دانش و تولید علم اسلامی نشد، اظهارداشت: از این رو ایشان ضمن تأکید بر انقلاب فرهنگی در موقعیتهای مختلف مباحث و کلیدواژه های مهمی را در این زمینه طرح کرده است که می تواند اساس الگوی علوم انسانی اسلامی باشد. حضرت امام(ره) از جمله اندیشمندانی است که رویکردی انتقادی به غرب داشته و فرهنگ غربی را عامل بسیاری از مشکلات موجود در جهان می داند و بارها جنبه منفی تمدن غرب را متذکر شده است. فساد، استعمار، بی عدالتی، کشتار هزاران انسان بی گناه، شعله سوزنده و جهنم فروزنده جنگهای جهانی، تفرقه افکنی میان ملتها و در نهایت نفی معنویت و دشمنی با ادیان الهی از جمله نتایج مخرب تمدن غرب است که ایشان به آن اشاره کرده است.
وی با بیان اینکه امام(ره) در آثار مختلف مکتوب و شفاهی تلاش می کند چرایی این رفتار غربیان را واکاوی کند، تصریح کرد: به همین جهت با استفاده از دستگاه حکمت اسلامی و انسان شناسی اسلامی سعی می کند به این پرسش پاسخ دهد که چه خصیصه ای در تمدن غرب وجود دارد که باعث شده غربیان حیات مادی و معنوی جهان و حقوق ملتها را به چالش بکشند؟ به نظر امام(ره) این بحرانها ریشه در تفکر تمدن غرب دارد.
از نظر امام(ره) بسیاری از مشکلات جوامع امروز از یکسونگری در علم و دانش برخاسته است. تحویلینگری از عمده ترین خطاهای روش شناختی در پژوهش و به طور کلی در اندیشه است؛ چرا که مانع دست یابی به دیدگاهی فراگیر درباره مسئله مورد پژوهش می شود
موسوی با اشاره به اینکه حضرت امام(ره) در یک آسیب شناسی عمده، مهمترین مشکل تفکر مدرن غرب و علوم موجود برآمده از آن را در تحویلی نگری در علم می داند، گفت: از نظر ایشان بسیاری از مشکلات جوامع امروز از یکسونگری در علم و دانش برخاسته است. تحویلینگری از عمده ترین خطاهای روش شناختی در پژوهش و به طور کلی در اندیشه است؛ چرا که مانع دست یابی به دیدگاهی فراگیر درباره مسئله مورد پژوهش می شود.
این محقق و نویسنده کشورمان با بیان اینکه تحویلی نگری یعنی کاهش دادن یک پدیدار دارای اضلاع گوناگون به ضلع خاص آن و حصر توجه به یک بعد و نادیده گرفتن ابعاد دیگر یا ارجاع کلیت پدیده به مجموعه عناصر آن، تصریح کرد: از دیدگاه امام(ره) این خطای معرفت شناختی و روش شناختی بر علوم جدید غرب وارد است. از منظر امام راحل (ره) جهان بینی مادی گرایانه و اصالت طبیعت غرب، متفکر را به این نگاه ملزم می کند که انسان چیزی جز طبیعت پیچیده نیست. ایشان معتقد است علم جدید با توجه به حصر روش معرفت به حس، عدم وجدان را دلیل بر عدم وجود گرفته است و هر چیزی را که با ابزار حس، مشاهده و تجربه قابل دریافت نباشد، منکر می شود. از این رو با فروکاستن هستی به طبیعت و تحویل انسان به جسم و بدن، موضوع دانش را طبیعت قرار داده است و همه هستی یک شیء یا پدیده را در طبیعت مادی آن جستجو می کند.
وی با تأکید بر اینکه از منظر امام(ره) حقیقت علم ریشه در جهان بینی و انسان شناسی دارد، بیان کرد: علم مدرن بر جهان بینی مادی و نگاه استقلالی به انسان و طبیعت استوار است و آموزه های جهان شناختی علم غربی نقطه مقابل جهان شناسی الهی و وحیانی است که انبیای الهی بر آن دعوت و حکیمان بزرگ بر وجود آن اقامه برهان کرده اند. بنابراین بحران جهان غرب و انسان معاصر ریشه در تحویلی نگری علم مدرن و نگرش استقلالی به طبیعت و تقدس زدایی از جهان و قطع ارتباط با وحی و عالم غیب دارد که برآمده از نظام فلسفی حاکم بر جهان غرب است و همه نظامهای تولید علم در جهان امروز تحت چتر حمایتی آن فلسفه و در مبانی فلسفی و تعریف خاص آن از واقعیت و معرفت ریشه دارد که به صورت پیش فرض یا اصول موضوعه در علم رسوخ کرده است.
حجت الاسلام موسوی در ادامه سخنانش با اشاره به نامه حضرت امام(ره) به گورباچف گفت: امام خمینی(ره) در نامه به یکی از رهبران دو امپراطوری بزرگ قرن بیستم، روشن می کند که مابعدالطبیعه و فلسفه اسلامی موجب می شود تمدن، فرهنگ و علم بر بنیانهای استوار هستی شناسانه، انسان شناسانه و معرفت شناسانه ای استوار شود که همه عرصه های زندگی به مبدأ اعلی پیوند زده شود و با ترسیم درست از مراتب هستی و توجه به تکثیر منابع و ابزار معرفتی می توان فرهنگ و دانش را بر حقیقت، فطرت و برهان استوار کرد که جای هیچ شکی را در اصول آن باقی نگذارد.
وی با اشاره به اینکه امام خمینی(ره) فقط درباره جامعه غربی رویکرد انتقادی نداشت بلکه به جوامع اسلامی نیز نگرشی انتقادی و آسیب شناختی داشت و از اینکه جوامع مسلمان آن گوهه که اسلام خواسته حرکت نکرده اند، ناراحت بود، گفت: از اینکه سلاطین نالایق بر کشورهای اسلامی حکمرانی می کنند، استعمارگران خارجی بر مقدرات مسلمین مسلط شده اند و به چپاولگری می پردازند به شدت نگران بود. ایشان عوامل مختلفی برای بروز این مشکلات بر می شمرد که مهمترین آن را داوری ازخدا و ترک قیام برای خدا و ماندن در دام طبیعت و نفسانیت می داند.
به نظر امام خمینی(ره) بسیاری از اندیشمندان اسلامی نیز از آسیب تحویلی نگری مبرا نبوده و با فروکاستن اسلام به علایق و دانشهای تخصصی خود به تفسیر و تأویل تمامی آیات قرآن کریم و معارف اسلامی براساس تعلقات دانشی خود پرداختند و به دلایل مختلفی گروه های دیگر را با روشهای مختلف طرد و نفی کردند
وی افزود: به نظر امام خمینی(ره) بسیاری از اندیشمندان اسلامی نیز از آسیب تحویلی نگری مبرا نبوده و با فروکاستن اسلام به علایق و دانشهای تخصصی خود به تفسیر و تأویل تمامی آیات قرآن کریم و معارف اسلامی براساس تعلقات دانشی خود پرداختند و به دلایل مختلفی گروه های دیگر را با روشهای مختلف طرد و نفی کردند.
این مدرس حوزه و دانشگاه گفت: از منظر امام خمینی(ره) فلسفه و جهان بینی زیربنای همه علوم است و علاوه بر ترسیم قواعد عام هستی به اثبات و تبیین وجودی انواع موجودات می پردازد که موضوع علوم مختلف قرار می گیرند و روشن شد که بیش از آنکه روش تحقیق در هر علمی انتخاب شود، ابتدا باید نحوه هستی و سطوح وجودی موضوع آنن علم در فلسفه تبیین شود. بر این اساس یکی از موجودات، انسان است که موضوع اصلی و حقیقی همه علوم انسانی است. از این رو برای شناخت دقیق علوم انسانی و بررسی منابع شناخت، ابزار و روش تحقیق در علوم انسانی باید شناخت دقیقی از نحوه هستی و سطوح وجودی انسان پیدا کرد.
وی تصریح کرد: در جهان بینی و حکمت امام خمینی(ره) به تبع حکمای بزرگ اسلامی از جمله فیلسوفان حکمت متعالیه، مباحث مفصل و فراوانی درباره هستی شناسی انسان مطرح شده است که به نوعی اکثر آن مباحث می تواند زیربنای انسان شناسی علوم انسانی قرار گیرد، البته خود حضرت امام(ره) در برخی موارد نتایج علم شناسی آن مباحث فلسفی و انسان شناختی را بیان کرده است. برای پی ریزی علوم انسانی اسلامی باید به انسان شناسی جامع و متقنی رسید که به همه ابعاد و شئون آن توجه داشته باشند. از این رو ریشه مباحث علم شناسی و اسلام شناسی حضرت امام(ره) را باید در انسان شناسی ایشان جست و جو کرد.


نظر شما